الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

178

الغدير ( فارسى )

هم بشنويد و بر من متابيد ، من زادهء هند ، معاويه را به خلافت برگرفتم . مردم راه و روش عمرو عاص را مىپسندند . - با وجود اين حال و مقال ، نظرت چيست ؟ چه مىگويى و چه خواهى كرد ؟ دست به دل هركس بگذارى ، انباشته از كينه و پدركشتگى است . آتشها در درونشان شعله‌ور است . - على با گواهى اهل حديث ، اول كسى است كه به اين نام مفتخر آمد . اين مرتبت از جانب خدا و به دست برادر و پسر عمش به دو مخصوص شد و وحى الهى از عنايت ازلى پرده برداشت . - اوست كه در تورات نامبردار است و پيشينيان او را هادى امم خوانند و صريح و آشكار در صف پاكان درآمده تا بينى دشمنان به خاك ماليده شود . آرى ، او از هرعيب و عارى برى است . - و نزد كاهنان معبد مشهور است ، آنها كه پس از ضايعهء تورات ، به جمع آن پرداختند و از هرفصلى آنچه نيك‌تر بود ، گرفتند مشهور است ، همانها كه گنجوران تورات كليم محسوبند ، تا حق را به كرسى بنشانند و در نزد آنان نامش « بورى » است . - اوست كه نامش در انجيل معروف است و باعظمت و بزرگوارى همعنان . سرور دست و رو سپيدان و ناظر بر كارگاه امكان كه در نزد آنان نامش « ألى » است . - اوست كه در زبور نامش مشهور است ، زبور داود تابان و درخشان . صاحب مقام و منصب و الا و پرچم بلند ، همنام شير ژيان و يكه‌تاز ميدان ، منظورم « آرى » است . - اوست كه بزرگان هند و سران آن سرزمين از ميان جهانيان ، نامش برند . همانها كه از تاريخ پيشين مطلعند ، نامش را « كنگر » صاحب هنر دانند ، و كنگر قهرمان تاريخ باستان است . - اوست كه روميان بطرسش خوانند ؛ ابرقدرت و ابردانش ، حافظ اسرار پنهانى ، خطيب و سخندان صاحب معانى ، و هركس را كه چنين باشد « بطرسى » خوانند . - اوست كه فارسيانش به هنگام درس و تعليم ياد كنند با نام « غرسنا » كه نامى است مقدس و به معناى ربايندهء جانها ، و گاهى به نام « بارى » . - اوست كه در ميان تركان معروف به « تير » است ، يعنى محك ، از اين‌رو كه زدايندهء